سفارش تبلیغ
صبا
خوابگاه دختران - مریم بانو
صفحه اصلی وبلاگ
پارسی بلاگ
شناسنامه من
ایمیل من
من در یاهو
 RSS 
اوقات شرعی
یکشنبه 85 فروردین 27 ساعت 12:1 عصرخوابگاه دختران

به حکم آنکه احساس پاستوریزه بودن شدیدی از لحاظ دانشجوی بومی بودن و عدم اختلاط در جامعه داشتم به همراه دوستم به یکی از دانشگاههای مناطق کویری رفتیم و سه شب در خوابگاه به طور قاچاقی ماندن در همان سه شب انسانهای گوناگونی را به چشم دیدم که تاکنون به عنوان جیزه و هاپو داره شناخته بودم

دختر همجنس بازی که دارای این غریزه شدید بود از ان اطلاع نداشت یا خودش را به ندانم بازی میزد

دختران فقیری که در هر تعطیلی ترم هزار بار سرکوفت شهریه شان را می شنیدند مشکلات عصبی شان را به دیگران انتقال میدادند و سپس خود با فراق خیال درس میخواندند

بچه هایی که سابقه چندین بار خودکوشی دارند و هر لحظه تنها بودن با آنها احتمال مرگ میرود مثلا" یکی از بچه ها تعریف میکرد که فلانیرو قفسه سینه من نشسته بود و تا سه روز قادر به حرف زدن نبودم !

از حرف درست کردنها و خاله زنک بازیها هم بگذریم !

شخصا" سفر را برای خوشگذراندن نمی دانم و این سفر یکی از مفید ترین سفرهای عمرم بود !

مدتها بود دنبال یک ساری هندی میگشتم ولی نه در تهران و نه در گرگان پیدا نمی کردم که خوشبختانه در این شهر پیدا کردم و بزودی با زویر آلات هندی خریداری خواهد شد این از دغدغه های دختری است که خود و دیگران او را شبیه هندی ها میدانند البته نه به آن حد برنز که آن هم علاج دارد جانم !!

معماری این شهر کویری برای من که اهل شمالم و سقف های سفالی دیده ام خیلی جالب بود و توانستم ترمینال و کلانتری شهر را که به سبک سقفهای گنبدی کنار هم بود ببینم

در کنار دوستی که 70% شبیه خودت هست همه چیز شیرین است و زیبا ترین قسمت این سفر گریه برای تنهایی دوستم در آن شهر دور افتاده و غریب با مشکلات خوابگاهی اش بود

ولی این مسئله باعث شد روزی هزار بار قربان شمال خودم با آن رطوبتی که هنگام نفش کشیدن بینی ات را تر میکند و جاده های سر سبز و شالیزار هایش بروم !!

***

خطاب به ....

وقتی از احساسات ات میگویی وقتی از طریقه پایبندی هایت . وقتی نگاهت را روی صورتم می چرخانی که بفهمانی ...

وقتی اشک میریزی و فحش میشنوی و لبخند میزنی و میگویی بگو بگو

وقتی نمی دانم تو و امثال تو را چگونه از سرم باز کنم !!

به خودم میگویم چقدر دیر دور و برت پر از احساس شده وقتی دیگر دوستت دارم جز حرف مسرت بخشی ناشی از حس دوست داشته شدن چیزی نیست !

***

از اونجایی که پارسی بلاگ قاط زده بود و من داشتم سکته میزدم یه وبلاگ تو بلاگفا زدم که اگه پارسی بلاگ به طور ناگهانی از سرویس دادن  به ما خسته شد اونجا یه مکان داشته باشم (مریم بانودر بلاگفا )


متن فوق توسط: مریم بانو نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
درباره خودم
خوابگاه دختران - مریم بانو
مریم بانو
ما ، در هیات پروانه ی هستی ، با همه ی توانایی ها و تمدن هامان شاخکی بیش نیستیم ! برای زمین هفتاد کیلو گوشت با هفتاد کیلو سنگ هیچ تفاوتی ندارد . یادمان باشد کسی مسئول ِ دلتنگی ها و مشکلات ما نیست ! اگر ردِ پایِ دزد آرامش و سعادت را دنبال کنیم سرانجام به خودمان خواهیم رسید که در انتهای هر مفهومی نشسته ایم و همه ی چیزهای تلنبار مربوط ونامربوط را زیر و رو می کنیم (حسین پناهی)
لوگوی من
خوابگاه دختران - مریم بانو
اشتراک در خبرنامه
 
جستجو در کل مطالب
 :جستجو

جستجو در کل مطالب این وبلاگ، حتی مطالب بایگانی شده!